خبری در راه نیست!مردی در راه است!

امروز عاشورا است !

نه آقا تا شما نیایی هر روز برای ما عاشورا  است.

 

 

آقا نمی دانم چطور طاقت آورده ای ؟ چگونه صبری است ، صبر شما؟ که هر روزتان عاشورا است و زمینتان کربلا ؛ ولی باز هم ظهور نمی کنید؟!

لاجرم هم او که معلم درس صبرش زینب(سلام الله) است این چنین زیبا شکیبا می شودو به انتظار می نشیند. سکوت جدش ، ظلم به مادرش ، مقتل پدر را نظاره می ایستد و برای فرج دعا می کند.

التماس می کنم آقا !خود برای فرج تان دعا کنید از دل سیاه ما که خورشید ظهور طلوع نمی کند !

از شما بود که روزی اشک محرم را خواستم  اما تنها حسرت نصیبم شد.

عطش کربلا داشتم و از کرب وبلا سیراب شدم.

خواستم دمی کنار نرده های  بقیع غربت قریب ترین افراد به شما را بنگرم دست رد به سینه ام زدند.

تمامی این ها که گفتم نه از روی شکایت که من باب درد دل بود تا شاید با نظری بزدایی هر آنچه منجر به این فراق شده است.

 

 

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و پنجم آذر 1389 توسط بنده منتظر | 2 بندگان

مرحوم آیت الله میرزا محمد حسین نائینی در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس ، خیلی نگران بودند و از این که کشور دوستدارن امام زمان (عجل الله تعالی و فرجه)از بین برود و سقوط کند .

شبی به امام عصر متوسل شدند و در خواب دیدند دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده است. در زیر این دیوار تعدادی زن وبچه نشسته اند ودیوار دارد روی سر آنها خراب میشود . مرحوم نائینی چون این صحنه را میبیند، بسیار نگران میشود و فریادمیزند : خدایا!این وضع به کجا خواهد انجامید ؟

در همین حال میبیند حضرت ولی عصر(عجل الله ) تشریفآوردندبا انگشت مبارکشان دیوار را که در حال افتادن بود ،گرفتندو نگه داشتند و دوباره سر جایش قراردادند و فرمودند:این جا شیعه خانه ی ماست ، میشکند،خم میشود، خطر هست،ولی ما نمیگذاریم سقوط کند نگهش میداریم.

نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم آذر 1389 توسط بنده منتظر | یک بنده

قطعه گمشده از پر پرواز کم است

یازده بارشمردیمویکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم آذر 1389 توسط بنده منتظر | 2 بندگان
قالب وبلاگ
www.mahdiblog.com