خبری در راه نیست!مردی در راه است!

بقول استاد مان عجب اسم زیبایی...

سلام...

مقصد جایی است پراز خاک ،اما خاکی برای خاکی شدن ...خاکی صاف تر از آیینه که ای وای چه بی خش نشان میدهد درون خاکی مان راا!

جایی که خورشید در طلوع وغروبش یک رنگ است ، سرخ!!اصلا آنجا همه یک رنگ اند! خاکی !ساده وصاف به قول دوستی از افعال ماضی ومضارع دل خوشی ندارم، حال ساده را دوست دارم..

امروز دومین روزسفر است...دیروز در راه بودیم امروز باز هم در راه...

امروز میزبان مان نخل های  سوخته" بهتر بگویم عاشقان سر به دار" اند..امروز ساحل ناآرام وگل آلود (خاک خیس خورده!) سجاده مان است...

امان از غروب امروز...

دلم برای طلائیه تنگ شده ،برای طلاییه خودم...

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان

يه خاطره از همسر شهيد مطهري نقل كنم تاموضوع دستتمون بياد:

استاد مطهري در تنظيم وقت ، ابتكار عجيبي داشت و چنان اوقات شبانه روز خو را تنظيم ميكرد كه به تمام كارهايش ميرسيد. گويا خدواند به وقت او بركت داده بود.

 

اگر ميخوايد نظر شهيد استاد مطهري درباره سرمايه عمر بدونيد به ادامه مطلب مراجعه كنيد كه بخشهايي از كتاب " حكمتها و اندرزها جلد 2" در اين باره است:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 8 بندگان

وقتی درکشور خودشان دموکراسی  یعنی همان سلطه 1% وال استریت نشین به بقیه جامعه ، یعنی حاکمیت صهیونیست نژادپرست بر مردمی که فکر میکنند خودشان بر خودشان حکومت میکنند؛ خب حق دارند مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی را نفهمند. معلوم است که لقمه بزرگ تر از دهان داخل گلو گیر میکند . آخر یک روز که چندان دیرهم نیست همین لقمه آنها را خفه خواهد کرد.

وقتی در امریکا و انگلیس و فرانسه و اسپانیاو... مردمی را که برای احقاق حقوق مسلمشان به خیابانها آمده اند و تنها اسلحه ای جز شعار ندارند را با گاز فلفل و اشک آور و ضرب و شتم و پلیس و زندان پراکنده میکنند؛ نمیتوانند بفهمند مردمی که از سر عشق و تکلیف پای صندوق های رای می آیند و ساعت ها در صف می ایستند تا رای خود را فارغ از کاندیدا الف و ب به صندوق نظام مقدس جمهوری اسلامی بیاندازد یعنی چه ؟

البته اگر من هم آخرین میزان مشارکت انتخاباتی در کشورم 20% بود به مخیله ام خطور نمیکرد که حضور در کشوری دیگر 2/64% باشد ، آن هم در انتخابات مجلس . ولی چنانچه می شناختم ایران اسلامی را با مردمانش از تعجب انگشت به دهان نمی ماندم.

اگر آنها می شناختند مردمی را که با شعور شور می آفرینند خیال نمیکردند که با دمیدن بر بوق غول های رسانه ایشان میتوانند تصمیم مردم را عوض کنند. " هر اندازه که یک ملت در راه کمال و ترقی پیش می رود به تدریج از احساسات به منطق میگراید. "(1)

مردم ما بر اساس قرآن کریم خود را امانت دار امانت الهی می دانند که این چنین حماسه می آفرینند؛ همان آیه که می فرماید:"    ما امانت خود را با آسمان و زمین و بر کوهها عرضه داشتیم و همه آنها از تحمل آن بار گران  ابا کردند و از آن ترسیدند، انسان بود که گام پیش نهاد و قبول آن را به عهده گرفت"  سوره احزاب آیه 72

" آن امانت بزرگ که همه از تحمل آن سرباز زدند و تنها انسان آن را پذیرفت تکلیف و مسئولیت است وبرای انسان بسی افتخار است که میتواند حقی را به عهده بگیرد و وظیفه ای را گردن نهد."(2)

در آخر باید گفت : این را فراموش نخواهیم کرد که هرچه توانسته ایم لطف خدا بوده است و این مدال افتخار امروز پاداش بندگی دیروز است.

حالا آنها اتاق فکر تشکیل دهند و پشت درهای بسته جلسه بگذارند برای  راست کردن کمر شکسته لیبرال دموکراسی شان! چقدر دلم میسوزد برایشان....

_______________________________________________________________

1)بیست گفتار، شهید مرتضی مطهری ، ص 201

2)حکمتها و اندرزها ، شهید مرتضی مطهری ، جلد 1 ، ص95

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان

ولادت : 1298 شمسی

محل ولادت : استان خراسان ، شهر فریمان

نام پدر : شیخ محمد حسین

ورود به حوزه ابدال خان مشهد :1310 شمسی

ورود به حوزه علمیه قم : 1316 شمسی

اساتید : امام خمینی (ره) ، آیت الله طباطبایی ، آیت الله بروجردی ، آیت الله محقق دامادی ، آیت الله  کوه کمره ای ،  آیت الله  خوانساری و ...

شروع رسمی علوم عقلی : 1323 شمسی

ازدواج : 1331شمسی

هجرت به تهران : 1331 شمسی

انتشار اولین اثر علمی ( اصول فلسفه و روش رئالیسم ) : 1332

تدریس در دانشگاه تهران : 1334

همراهی در نهضت روحانیت به رهبری امام (ره) : 1341 تا 1357

مسئول تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام (ره) : 1357

مسئول کمیته استقبال ازامام خمینی (ره) : 1357

شهادت : سه شنبه 11 اردیبهشت 1358 شمسی ، ساعت 22:30 به هنگام بازگشت از جلسه شورای انقلاب اسلامی به منزل

 

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 6 بندگان

چه مبارک روزی بود برایت صبح روز، 21 دی ماه ! آری روز معراجت را می گویم از زمین تا به آسمان ، البته که تو از همان ابتدا آسمانی بودی و حال که چهل روزی میگذرد چه سعادتی داشته ام من که در مراسم اربعینت شرکت کنم. نه اینکه در سوگ تو بنشینم ؛ چرا که شهادت هنر مردان خداست ؛ و لاجرم تو هنرمندانه زیستی . ما همه آمده ایم تا در سوگ خود بنشینیم که چون تویی از دست داده ایم. مصطفی ایی که با رفتنش دل آقایمان غمگین شد . ولی من چه ؟! اگر روزی دار فانی را وداع گفتم آب از آب تکان نمیخورد ... آخر هنری نداشته ام که بعد رفتن روی زمین بماند چه برسد که دل آقا برایم بگیرد ! هیهات...

 

همین دیگر ... مرز مردن و شهادت خون نیست ... خود است.خونی شدن نیست ، خودی شدن است... فرق بین من و تو هم همین است که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم  درست است که در باغ شهادت باز ، باز است. ولی هر کسی را هم طی طریق ممکن نیست. شهادت که بازی بردار نیست ... بازی بر دار است... و تو این را هوشمندانه دریافته بودی از انتخاب شغلت معلوم است ؛  دانشمند هسته ای.

بگذار به تمام عالمیان بگویم که تو به دنبال بمب اتم بودی ! اینها هنوز ما را نشناخته اند اصلا عقلشان به این جا قد نمی دهد که " شهادت بمب اتم شیعه است" حالا  کاترین و آمانو بیایند و دنبال همان بمب هایی بگردند که مرادشان آمریکا بر سر مردم بی گناه ریخت ... دانشمندان هسته ای ما نه فقط دانش آموخته این رشته ؛ که استاد تمام معرفت  و بصیرتند که برای نماز جمعه آقا 400 کیلو متر را با خستگی میکوبد تا بگوید " ما اهل کوفه نیستیم ، علی تنها بماند."

تروریستهای آدم کش علیمحمدی ، شهریاری و مصطفی را کشتند! برای این است که ؛ نشنیده اند سنت الهی را از زبان امام راحل (ره) که :بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود.

نه ، آنها نمی شنوند! این نیز سنت خداست که بر دلهایشان قفل زده و چشم و گوششان را بسته و این سنتی است لا یتغیر...

 آنها ، اوباما و نتانیاهو را میگویم با عروسکهای خیمه شب بازیشان ، خیال کرده اند اگر تو را از ما بگیرند می توانند ملت را متوقف کنند ! زهی خیال باطل ! آخر آنها مادرت را نمیشناسند، وقتی میگوید : " ربنا تقبل منا هذا القلیل" . آنها پدرت را هم نمیشناسند که روبه آقا میکند و میگوید : "رهبرا! سر خم می سلامت ، شکند اگر صبویی..." آنها حتی از شناخت علی کوچولوی تو هم عاجزند که میپرد بغل رهبر و در آغوش آقا میگوید: " کی گفته من بابا ندارم؟"

همه این حساب کتابهای غلط از این است که آنها نه زینب (س) میشناسند و نه حسین (ع) .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 6 بندگان
قالب وبلاگ
www.mahdiblog.com