خبری در راه نیست!مردی در راه است!

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. او یک آکواریوم ساخت وباقرار دادن دیواری شیشه ای در وسط آکواریوم آن را بدو بخش تقسیم کرد.ودریک بخش ماهی بزرگی قرار داد ودر بخش دیگر ماهی های کوچک که غذای ماهی بزرگ بود.ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود واو غذای دیگری به او نمی داد.

او برای شکار ماهی کوچک بارها وبارها به سویش حمله برد ولی هربار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد میکرد. همان دیوار شیشهایاکه اورازغذای مورد علاقه اش دور میکرد.

پس از مدتی ، ماهی بزرگ از حمله به ماهی کوچک دست برداشت. او باور کرده بود  که رفتنبه آن سوی آکواریوم وشکارماهی کوچک ، امری محال وغیر ممکن است.!

در پایان ، دانشمند شیشه وسط آکواریوم را برداشت وراه بزرگ را باز گذاشت. ولی دیگر هیچ گاه ماهی بزرگ به ماهی کوچک حمله نکرد وبه آنسوی آکواریوم نیز نرفت!!

می دانید چرا؟دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت،اما ماهی بزرگ در ذهنش دیواری ساخته بود که از دیوار واقعی سخت تر وبلندتر می نمود وآن دیوار ، دیوار بلند باور او بود! باوری از جنس محدودیت ! باوری بوجود دیواری بلند وغیر قابل عبور؛ باوری از ناتوانی خویش!!

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | یک بنده

امسال نگاه های ملتمس همان اول کاری غرق غبطه شدند!
چفیه حضرت ماه سهم دل یه بسیجی شد ! اولین نفری که رفته بود پای تریبون تا از طرف بروبچ بسیجی با آقا درددل کنه ، دست خالی برنگشت . خوب بچه زرنگ بسیجی بود دیگه! همه رو گذاشت تو خماری وحسرت یادگاری مخصوص حضرت ماه!
نهمین روز ماه مبارک شاهد میهمانی قشنگ وپاکی بود. میهمانی دلها با حضرت ماه! از همه کشور بودن.ازدانشگاه های مختلف. از نخبه سیاسی گرفته  تا علمی اومده بودن مهمونی. با رخصت آقا، قرار شد اول نماینده دانشجوها بیان وپشت تریبون صحبت کنند. هرچند مثل همیشه هرکسی که میومد خودش دلش نمیخواس بشینه وانقدر دل پری داشت که زمان از دستش در میرفت. بخاطر همین هم ناخواسته باعث ثواب میشد وبروبچه ها رومجبور به صلوات فرستادن میکرد.
اما حضرت آقا که مث همیشه کاغذوخودکارکنارشون بود، با دقت واشتیاق که تو نگاه شون موج میزد، به صحبت های دانشجوها گوش میکردند ونکته برداری می کردن.
وقتی ایوب توکلیان نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با صدای رسا گفت: رهبرا ! فرزندان شما مسلحند به سلاح تقوا، اخلاص و ايمان. پس اجازه نخواهيم داد فرزندانمان در كتب تاريخ خود بخوانند كه باز هم علي تنها ماند.سيدنا! ما بي وفايي كوفيان را جبران خواهيم كرد و تن به ذلت نخواهيم داد. چرا كه حسين حسين شعار ماست و شهادت افتخار ماست؛ یکهو دلا ترکید ؛ همه باهم هم صدا شدند. حسين حسين شعار ماست و شهادت افتخار ماست.
شور وشوق بود که تو چله تابستون از آسمون می بارید. باران تکبیر گاه وبی گاه فضا را پر میکرد از بوی یاس. گاهی هم همهمه میشد؛ مثلا وقتی سینا زعیم زاده نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل عبارت (سنگالیزاسیونِ وزیر سابق) را در شرحی که داشت درباره تحولات منطقه میگفت ،بکار برد یا وقتی با شهامت از بی عدالتی میان فارغ التحصیلان کارشناسی دختر وپسر (مسئله سربازی رفتن ) صحبت کرد.
بچه ها از رسانه زیاد گفتن .از ضعف مدیریتی وعملکرد گرفته تا ضعف فرهنگی وپایین بودن سطح کیفی تولیدات رسانه ای! 
وقت کم بود!!! آقا شروع بصحبت کرد... آهای جماعت ؛ امسال  ماه تو روز نهم ماه رویت شد. بگین عاشقان  نیت رزوه عشق کنند.
دل شعله کشید... ای که گفتی جان بده تاباشدت آرام جان ، جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز...
 نماز به جماعت عشق .افطاری به میزبانی عشق .بعد تاچشم برهم میزنی وقت رفتن است. رفتن از پیش عشق!
آقا وایسید. چندتا دل جا مانده اینجا....یکی دوتا  سه ...
دلت میسوزه کاش میشد بیشتر نگاش کنی!! ماه میگم. ناگهان چقد زود دیر میشود ...

پی نوشت؛ سهم ما هم شدن نطلبیدن؛ رفتنم آرزوست..

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | یک بنده

شخصی نزد امام حسین (ع) آمد و گفت: من فردی معصیت پیشه ام وگناه کردن را دوست ندارم اما گناه کردن را نمی توانم، از پس هوای نفس برنمی آیم، صبر واستقامت ندارم.

راهی بمن بنما ودلالتی کن که ازپس این بیماری برآیم.

امام فرمودند پنج کار را بکن واز پس هر گناهی که میخواهی برآی ومرتکب نشو.

1-روزی خدا رانخور وهر گناهی می خواهی بکن.

2- از حیطه ولایت و حکومت خدا خارج شو وهر گناهی که میخواهی بکن.

3- مکانی بیاب وجایی پیداکن که خدا تورانبیند وهر معصیت میخواهی بکن.

4- آنگاه که ملک الموت برای قبض روح تو آمد ، اورابران از خویش وهرگناهی می خواهی بکن.

5-آنگاه که مالک دوزخ تورابسوی جهنم می برد ، توبرآتش وارد نشو از رفتن به جهنم امتناع بکن.

وهر گناهی میخواهی بکن.

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان
پایگاه تحلیلی خبری دانشجویان مستقل - حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند: هر گاه روزه هستی بايد گوش، چشم ، مو، پوست و جميع اعضاى بدن از محرمات و حتی مکروهات پرهیز کند. روزه تنها پرهیز از خوردن و آشاميدن نیست بلکه بايد زبان خود را از دروغ نگاه داريد و ديده‏هاى خود را از حرام‏ بپوشانيد. 

در ماه مبارک این‌گونه باشید؟

با يکديگر نزاع نکنيد و حسد مبريد و غيبت مکنيد و مجادله مکنيد و سوگند دروغ مخوريد، حتی  سوگند راست نيز مخورید، دشنام مدهيد، فحش مگوئيد و ستم و بى‏خردى نکنيد و دلتنگ مشويد و از ياد خدا و نماز غافل نگردید و از آنچه نبايد گفت خاموش باشيد و صبر کنيد ، راستگو باشيد و از اهل شر دورى کنيد، از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غيبت کردن و سخن‏چينى کردن اجتناب کنيد و خود را مشرف به آخرت بدانيد و منتظر فرج و ظهور قائم آل محمد عليه السلام باشيد و آرزومند ثوابهاى آخرت باشيد و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت برداريد.

دیگر ویژگی‌های دیگر روزه‌داران

آرام باشید و مانند بنده ای که از آقای خود می ترسد با خضوع و خشوع و دل‌شکستگی او را بخوانید از عذاب خدا بترسید و به رحمت او امیدوار باشید .

دل خود را از عیبها و باطن خود را از حیله ها و مکرها پاکیزه کن  و بدن خود را از کثافات ظاهری پاک نما.

ولایت خود را خالص کن و از آنچه خدا از آن نهی کرده بپرهیز. دل  و جسم خود را برای محبت و یاد او فارغ گردان.

اگر آنچه را که گفتم رعایت کردی آنچه که شایسته روزه داری است را به جا آورده ای و فرموده خدا را اطاعت نموده ای، ولی اگر از آنها کم بگذاری از فضل و ثواب روزه تو به همان اندازه کم می شود.

کليات مفاتيح الجنان، ص: 175 با اندکی تلخیص و ویرایش

منبع : شیعه آنلاین

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | بدون نظر

مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد . می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ... گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروخت ..
 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان

 آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه (س) با اشاره به برخی شرایط روزه داری گفت: روزه گرفتن فقط به این نیست که انسان غذا نخورد وآب نیاشامد ، بلکه تمام وجود انسان باید روزه دار باشد. ایشان در توصیه ای به روزه داران فرمودند: زبانتان را از دروغ تهمت وغیبت حفظ کنید وچشمانتان را از نگاه به نامحرم وصحنه های آلوده بپوشانید. وی اضافه کرد : ماه رمضان ماه محبت وآشتی وصلح وصفاست. وباید اختلافات موجود برچیده شود. روزه واقعی آنست که حتی قلب انسان از غیر خدا پاک باشد ودر اختیار خداوند قرار گیرد.

آیت الله مکارم شیرازی هدف از روزه گرفتن را زنده شدن تقوا در وجود انسان دانست وتصریح کرد: اگر تقوای انسان تا پایان ماه رمضان افزایش پیدا کند معلوم میشود که روزه آن شخص روزه واقعی بوده است واگر غیر از این بود ، روزه انسان همان تشنگی ها وگرسنگی ها بودکه نامش روزه گذاشته شده است. وی حقیقت تقوا را ترس از خدا دانست وافزود شخص باتقوا باید در هر مسئله ای رضایت خداوند را مدنظر داشته باشد.

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه سیزدهم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | بدون نظر

اجرای عدالت هیچگاه مطلق نیست.

دو شرط مهم برای مصون ماندن عدالت گرایی از آسیب داریم ؛ یک اینکه در تشخیص مصداق عدالت اشتباه نکنیم.

دوم در اجرای عدالت ، مصلحت های دیگر جامعه را هم در نظر بگیریم. که آن ممصلحت ها هم بازگشت شان به عدالت وبلکه مصداق مهمتری از عدالت خواهد بود.

استاد حجه السلام پناهیان.

 

امام خمینی (ره ) در تبین جایگاه عدالت می فرماید: اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آنقدر ازش تجلیل کرده اند نه از باب اینکه حکومت یک مساله ای ایست. حکومت آنست که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که بقدر این کفش بی قیمت هم پیش من نیست. آن که هست اقامه عدل است.

همچنین می فرمایند : در اجرای حدود نباید از آن حدود ی که حق تعالی فرموده است ، پایین تر عمل بشود ونباید زیادتر. حتی آنکس که الان محکوم بقتل شده است و دارند می برندش درجایی که اورابکشند ، هیچکس حق ندارد حتی یک کلمه درشت به او بگوید.اجرای حکم خداست.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان
قالب وبلاگ
www.mahdiblog.com