خبری در راه نیست!مردی در راه است!

امسال نگاه های ملتمس همان اول کاری غرق غبطه شدند!
چفیه حضرت ماه سهم دل یه بسیجی شد ! اولین نفری که رفته بود پای تریبون تا از طرف بروبچ بسیجی با آقا درددل کنه ، دست خالی برنگشت . خوب بچه زرنگ بسیجی بود دیگه! همه رو گذاشت تو خماری وحسرت یادگاری مخصوص حضرت ماه!
نهمین روز ماه مبارک شاهد میهمانی قشنگ وپاکی بود. میهمانی دلها با حضرت ماه! از همه کشور بودن.ازدانشگاه های مختلف. از نخبه سیاسی گرفته  تا علمی اومده بودن مهمونی. با رخصت آقا، قرار شد اول نماینده دانشجوها بیان وپشت تریبون صحبت کنند. هرچند مثل همیشه هرکسی که میومد خودش دلش نمیخواس بشینه وانقدر دل پری داشت که زمان از دستش در میرفت. بخاطر همین هم ناخواسته باعث ثواب میشد وبروبچه ها رومجبور به صلوات فرستادن میکرد.
اما حضرت آقا که مث همیشه کاغذوخودکارکنارشون بود، با دقت واشتیاق که تو نگاه شون موج میزد، به صحبت های دانشجوها گوش میکردند ونکته برداری می کردن.
وقتی ایوب توکلیان نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با صدای رسا گفت: رهبرا ! فرزندان شما مسلحند به سلاح تقوا، اخلاص و ايمان. پس اجازه نخواهيم داد فرزندانمان در كتب تاريخ خود بخوانند كه باز هم علي تنها ماند.سيدنا! ما بي وفايي كوفيان را جبران خواهيم كرد و تن به ذلت نخواهيم داد. چرا كه حسين حسين شعار ماست و شهادت افتخار ماست؛ یکهو دلا ترکید ؛ همه باهم هم صدا شدند. حسين حسين شعار ماست و شهادت افتخار ماست.
شور وشوق بود که تو چله تابستون از آسمون می بارید. باران تکبیر گاه وبی گاه فضا را پر میکرد از بوی یاس. گاهی هم همهمه میشد؛ مثلا وقتی سینا زعیم زاده نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل عبارت (سنگالیزاسیونِ وزیر سابق) را در شرحی که داشت درباره تحولات منطقه میگفت ،بکار برد یا وقتی با شهامت از بی عدالتی میان فارغ التحصیلان کارشناسی دختر وپسر (مسئله سربازی رفتن ) صحبت کرد.
بچه ها از رسانه زیاد گفتن .از ضعف مدیریتی وعملکرد گرفته تا ضعف فرهنگی وپایین بودن سطح کیفی تولیدات رسانه ای! 
وقت کم بود!!! آقا شروع بصحبت کرد... آهای جماعت ؛ امسال  ماه تو روز نهم ماه رویت شد. بگین عاشقان  نیت رزوه عشق کنند.
دل شعله کشید... ای که گفتی جان بده تاباشدت آرام جان ، جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز...
 نماز به جماعت عشق .افطاری به میزبانی عشق .بعد تاچشم برهم میزنی وقت رفتن است. رفتن از پیش عشق!
آقا وایسید. چندتا دل جا مانده اینجا....یکی دوتا  سه ...
دلت میسوزه کاش میشد بیشتر نگاش کنی!! ماه میگم. ناگهان چقد زود دیر میشود ...

پی نوشت؛ سهم ما هم شدن نطلبیدن؛ رفتنم آرزوست..

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم مرداد 1390 توسط بنده منتظر | یک بنده
قالب وبلاگ
www.mahdiblog.com