خبری در راه نیست!مردی در راه است!

شب های دراز بی عبادت چه کنم


طبعم به گناه کرده عادت چه کنم


گویند کریم است و گنه می بخشد


گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم شهریور 1391 توسط بنده منتظر | 3 بندگان

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم تیر 1391 توسط بنده منتظر | یک بنده

در نظر بگیرید كسی در روز یك گناه انجام می‌دهد حتی زیادتر، در سال چند گناه انجام داده؟ وقتی گناهان خود را به یاد می‌‌آورم از خود شرم می‌كنم. ۵ سال است كه من به تكلیف رسیده‌ام ،روزی اگر یك گناه انجام بدهم می‌شود ۱۸۲۵ گناه...!!!!!

بخشي از وصيتنامه شهيد  حسين خصاب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 توسط بنده منتظر | 5 بندگان

از دوران دانشجویی خمس می داد. در حالی که قاعدتا یک دانشجو آنقدر توانایی مالی ندارد که بخواهد خمس بپردازد. اما او تقید داشت که حساب سال داشته باشد . مقید بود که روزه مستحبی بگیرد. حتی وقتی روزه نبود ؛ بسیار کم غذا می خورد و کم حرف می زد. حتی در بحث های دانشجویی هم کمتر صحبت می کرد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن بالا خاطره ای از یکی از دوستان دوران دانشجویی شهید شهریاری است که در کتاب  " شهید علم " از این دست خاطرات به وفور می تونید پیدا کنید. با توجه به برگزاری نمایشگاه کتاب خرید این کتاب به همه دوستان پیشنهاد می کنم قیمتش هم خیلی مناسبه...

نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 توسط بنده منتظر | 4 بندگان

خواستم مشق شبی کنم از فاطمه... زبان قاصرم اما نتوانست... کم آورد

فاطمه در ذهن خاکی من نمی گنجد ... فاطمه را باید خواند ... او بریده از آتش و جدا از جنس خاک است..فاطمه نور است.

"بخدا سوگند ! اگر پای در میان می نهادند وعلی رادرکاریکه پیغمبر بعهده او نهاده می گذاردند، آسان آسان آنها را به راه راست میبرد وحق هریک را بدو میسپرد...اما نکردند...اکنون لختی بپایند! وببینند چه آشوبی برخیزد و چه خون ها بریزد...

این فاطمه است که در بستر بیماری به زبان گلایه برای زنان انصار سخن میگوید...واز آینده ای

میگوید که نصیب مردمان بی بصیرت میشود..."1

"همو را می گویم که ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده به همین دیوار ودر را روی پیامبری باز کرده بود که هرصبح پیش از مسجد می آمد که بگوید "پدرت فدایت دخترم"

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده به همین دیوار وتنها گلیم زیر پایش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده به همین دیوار وشنیده بود همسایه ها بلند ،طوریکه بشنود می گویند؛ علی ! او راببر جایی دور از شهر گریه هایش نمی گذارد شب بخابیم!

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده به همین دیوار وبه بلالکه ساکت ومحزون آن پشت ایستاده بود  گفت دوباره اذان بگو ،من دلتنگم...

ایستاده بود درست پشت همین در ، تکیه داده بود درست بر همین دیوار که..."2

"اما نه از شخصیت فاطمه سخن گفتن مشکل است ؛ خواستم بگویم ،فاطمه دختر خدیجه بزرگ است .دیدم که فاطمه نیست!

فاطمهدختر محمد (ص) است .دیدم که فاطمه نیست!

فاطمه همسر علی (ع) است  .دیدم که فاطمه نیست!

فاطمه مادر حسین...مادر زینب است.دیدم که فاطمه نیست! نه اینها همه هست واین فاطمه نیست!

فاطمه، فاطمه است!"3

"آری بگذار فاطمه خود از خویش بگوید:

هان ای مردم ! بدانید که من فاطمه ام وپدرم محمداست.

حرف اول وآخرم یکی است.

نه غلط در گفتارم جا دارد و نه خطا در کردارم راه.

...

آیا نمی دانید؟ می دانید! برایتان از خورشید میانه روز ، روشنتر است که من دختر پیامبرم!

ای پسر ابی قحافه!ای ابوبکر!

بیا!بگیر! این مرکب آماده ومهارشده رابگیروببر.

دیدار به قیامت.که چه نیکو داوری است خدا وچه خوب دادخواهی است محمد وچه خوش وعده گاهی است قیامت!"4

یا زهرا

 

تلفیقی از کتابهای زندگانی فاطمه زهرا(سید جعفرشهیدی)-خدا خانه دارد- (فاطمه شهیدی)- فاطمه فاطمه است(دکتر شریعتی) کشتی پهلو گرفته(سید مهدی شجاعی)

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط بنده منتظر | 4 بندگان
خدایا!به هرکه دل بستم،تو دلم را شکستی.
عشق هرکسی را که به دل گرفتم،تو او را از من گرفتی.

هرکجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم و در سایه امیدی،

و به خاطر آرزویی،برای دلم امنیتی به وجود آورم،تو یکباره همه را برهم زدی و

 در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم،

و به هیچ چیز امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم.

خدایا! تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم

 و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا به کسی  

امید نبندم وجز تو در سایه ی توکل به تو،آرامش و امنیت احساس نکنم...

 خدایا!تو را بر همه این نعمت ها شکر میکنم.

  شهید دکتر چمران

نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1391 توسط بنده منتظر | 3 بندگان

بنظرم هنوز مانده تا ما شهيد مطهري را بشناسيم او امام (ره) شناخت از پيام تسليتي  ميدهد مشخص است.بياييد يكبار ديگر با دقت بعضي از فرازهاي پيام امام را بمناسبت شهادت شهيد مطهري مرور كنيم :

بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون اینجانب به اسلام و اولیای عظیم‌الشأن و ملت اسلام و به خصوص ملت مبارز ایران، ضایعه‌ی اسف‌انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی‌مقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری قدس‌سره را تسلیت و تبریک عرض می‌کنم. تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده‌ی خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف و با کج‌روی‌ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. تسلیت در شهادت مردی که در اسلام‌شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن‌کریم کم‌نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیت‌هایی بود که حاصل عمرم محسوب می‌شد. در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثلمه‌ای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست و تبریک از داشتن این شخصیت‌های فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوه‌ی خود نورافشانی کرده‌اند و می‌کنند. من در تربیت چنین فرزندانی که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می‌بخشند و به ظلمت‌ها نور می‌افشانند، به اسلام بزرگ، مربی انسان‌ها و امت اسلامی تبریک می‌گویم. من اگر چه فرزند عزیزی را که پاره‌ی تنم بود، از دست دادم، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد. «‌ مطهری » که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم‌نظیر بود، رفت به ملء اعلی پیوست. لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی‌اش نمی‌رود. ....

اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان رشد نمود. برنامه‌ی اسلام از عصر وحی تاکنون، بر شهادت توآم با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه‌های اسلام است. ( و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان. ) اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده‌اند، با این رفتار غیر انسانی می‌خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند، بد گمان کرده‌اند. از هر موی شهیدی از ما و از هر قطره‌ی خونی که به زمین می‌ریزد، انسان‌های مصمم و مبارزی به وجود می‌آید. شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید، والا ترور فرد هر چه بزرگ باشد، برای اعاده‌ی چپاولگری سود ندارد. ملتی که با اعتقاد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاش‌های مذبوحانه عقب گرد نمی‌کند. ما برای فداکاری حاضر و برای شهادت در راه خدا مهیا هستیم. اینجانب روز پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت، عزای عمومی اعلام می‌کنم و خودم در مدرسه‌ی فیضیه در روز پنج‌شنبه و جمعه به سوگ می‌نشینم. از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام، رحمت و غفران و برای اسلام عزیز، عظمت و عزت مسئلت می‌نمایم.

                                                                                            سلام بر شهدای راه حق و آزادی. ...

من به دانشجويان و طبقه روشنفكران متعهد توصيه ميكنم كه كتابهاي اين استاد عزيز را نگذارند با دسيسه هاي غير اسلامي فراموش شود

وقتي دقيق ميشوي ميبيني چه عظمتي است شهيد مطهري و يا به گفته امام (ره) شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی‌مقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری قدس‌سره !!

چقدر دلت ميخواهد اولين لحظاتي كه از اين دنياي فاني به جهان باقي شتافتيم امام خامنه اي در نبودمان اينگونه متاثر شود؟

 

راستي امروز، روز فناوري انرژي هسته اي بر همگان مبارك بياد شهداي هسته اي ايران اسلامي مان صلوات 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم فروردین 1391 توسط بنده منتظر | 4 بندگان

استادم همیشه میگه شهید مطهری یک ویژگی عالی داشت که ایشان نسبت به بقیه متمایز میکنه ، اونم این بود که در زمان خودش بررسی میکرد و میدید کدامیک از بحثهای اعتقادی مورد هجمه قرار گرفته و یا دشمن کدام قسمت از اسلام را بد تفسیر میکند تا جوانان را از مسیر اصلی منحرف کند. اونجا بود که کمر همت را محکم میبست و با توجه به درجه والای علمی ای که داشت برای تبیین و تفسیر صحیح اسلام سخنرانی میکرد و قلم میزد. این است که اولین اثر علمی ایشان "اصول فلسفه و روش رئالیسم " است ولی بعدا دو جلد کتاب " داستان و راستان " را نیز بخاطر نیاز مردم تالیف میکند.اتفاقا اگر دقت کرده باشید در مقدمه داستان راستان خودشان هم اشاره میکنند که بعضی را بر من خرده میگیرند و میگویند نام خودت را بعنوان نویسنده نزن! برای شما که اصول فلسفه نوشته ای افت است که نامت پای این کتاب باشد!!

ولی ایشان با عزمی راسخ راه خود ادامه میدهد. بخاطر همین است که خیلی از کتب ایشان همان سخنرانی هایشان است که مرتب شده و از جهتی تنوع موضوعات در آثارشان هم به همین دلیل است . یکی از این موضوعات ، بحث زن و نظام حقوقی زن در خانواده و جامعه از دیدگاه اسلام است.مثل کتابهای "نظام حقوق زن در اسلام "و " مسئله حجاب " که کتاب اول شامل 33 مقاله است که در سالهای 43-42 در مجله زن امروز چاپ شده شهید مطهری در این مقالات به رفع برخی از شبهاتی که آن زمان درباره جنس زن و حق و حقوق او از طرف روشنفکران غرب زده در همین مجله چاپ شده میپردازد که شاید خیلی از همان حرف و حدیثها هنوز بین ما حل نشده!!! چون دنبال جواب نرفتیم ، نخوندیم!!!

من قبلا هم چندتا کتاب در این مورد خوانده بودم مثل "زن در آینه جمال و جلال" آیت الله جوادی آملی ولی هیچ کدام مثل کتاب " نظام حقوق زن در اسلام" ار لحاظ عقلی و برگشت به فطرت تؤام با زبان ساده و روان سخن نگفته بود.

این کتاب را به همه عزیزان چه خانم و چه آقا پیشنهاد میکنم چرا که با پیاده کردن این متون که برگرفته از اسلام عزیز است هم زندگیمان شیرین تر میشود هم آخرتمان آبادتر انشالله.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 توسط بنده منتظر | 6 بندگان

بقول استاد مان عجب اسم زیبایی...

سلام...

مقصد جایی است پراز خاک ،اما خاکی برای خاکی شدن ...خاکی صاف تر از آیینه که ای وای چه بی خش نشان میدهد درون خاکی مان راا!

جایی که خورشید در طلوع وغروبش یک رنگ است ، سرخ!!اصلا آنجا همه یک رنگ اند! خاکی !ساده وصاف به قول دوستی از افعال ماضی ومضارع دل خوشی ندارم، حال ساده را دوست دارم..

امروز دومین روزسفر است...دیروز در راه بودیم امروز باز هم در راه...

امروز میزبان مان نخل های  سوخته" بهتر بگویم عاشقان سر به دار" اند..امروز ساحل ناآرام وگل آلود (خاک خیس خورده!) سجاده مان است...

امان از غروب امروز...

دلم برای طلائیه تنگ شده ،برای طلاییه خودم...

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان

وقتی درکشور خودشان دموکراسی  یعنی همان سلطه 1% وال استریت نشین به بقیه جامعه ، یعنی حاکمیت صهیونیست نژادپرست بر مردمی که فکر میکنند خودشان بر خودشان حکومت میکنند؛ خب حق دارند مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی را نفهمند. معلوم است که لقمه بزرگ تر از دهان داخل گلو گیر میکند . آخر یک روز که چندان دیرهم نیست همین لقمه آنها را خفه خواهد کرد.

وقتی در امریکا و انگلیس و فرانسه و اسپانیاو... مردمی را که برای احقاق حقوق مسلمشان به خیابانها آمده اند و تنها اسلحه ای جز شعار ندارند را با گاز فلفل و اشک آور و ضرب و شتم و پلیس و زندان پراکنده میکنند؛ نمیتوانند بفهمند مردمی که از سر عشق و تکلیف پای صندوق های رای می آیند و ساعت ها در صف می ایستند تا رای خود را فارغ از کاندیدا الف و ب به صندوق نظام مقدس جمهوری اسلامی بیاندازد یعنی چه ؟

البته اگر من هم آخرین میزان مشارکت انتخاباتی در کشورم 20% بود به مخیله ام خطور نمیکرد که حضور در کشوری دیگر 2/64% باشد ، آن هم در انتخابات مجلس . ولی چنانچه می شناختم ایران اسلامی را با مردمانش از تعجب انگشت به دهان نمی ماندم.

اگر آنها می شناختند مردمی را که با شعور شور می آفرینند خیال نمیکردند که با دمیدن بر بوق غول های رسانه ایشان میتوانند تصمیم مردم را عوض کنند. " هر اندازه که یک ملت در راه کمال و ترقی پیش می رود به تدریج از احساسات به منطق میگراید. "(1)

مردم ما بر اساس قرآن کریم خود را امانت دار امانت الهی می دانند که این چنین حماسه می آفرینند؛ همان آیه که می فرماید:"    ما امانت خود را با آسمان و زمین و بر کوهها عرضه داشتیم و همه آنها از تحمل آن بار گران  ابا کردند و از آن ترسیدند، انسان بود که گام پیش نهاد و قبول آن را به عهده گرفت"  سوره احزاب آیه 72

" آن امانت بزرگ که همه از تحمل آن سرباز زدند و تنها انسان آن را پذیرفت تکلیف و مسئولیت است وبرای انسان بسی افتخار است که میتواند حقی را به عهده بگیرد و وظیفه ای را گردن نهد."(2)

در آخر باید گفت : این را فراموش نخواهیم کرد که هرچه توانسته ایم لطف خدا بوده است و این مدال افتخار امروز پاداش بندگی دیروز است.

حالا آنها اتاق فکر تشکیل دهند و پشت درهای بسته جلسه بگذارند برای  راست کردن کمر شکسته لیبرال دموکراسی شان! چقدر دلم میسوزد برایشان....

_______________________________________________________________

1)بیست گفتار، شهید مرتضی مطهری ، ص 201

2)حکمتها و اندرزها ، شهید مرتضی مطهری ، جلد 1 ، ص95

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 توسط بنده منتظر | 2 بندگان
قالب وبلاگ
www.mahdiblog.com